آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

اولین اردو

هفته پیش مدرسه آبتین براشون یه اردو بازدید از موزه حیوانات گذاشته بود. اولین اردوی پسر گلم بود که باید مردونه و تنهایی می رفت البته باباجون و مادرجون که مثل همیشه زحمتهای ما گردنشونه بعد از اینکه آبتین و رسوندن مدرسه همون دورو برا موندن تا از دور مراقبش باشن بچه ها به صف و مرتب از مدرسه بیرون اومدن و سوار اتوبوس شدن و حرکت. بابا جون و مادرجون هم در تعقیب اونا تا به موزه رسیدن . از اینجا به بعد شیفتمونو عوض کردیم و من رفتم تا دورادور مواظب آبتین باشم یه کم که بیرون موندم رفتم داخل ببینم چه خبر ه . پشت دیوار قایم شدم و منتظر موندم تا وقتی بازدیدشون تموم شد بیان بیرون . همه از موزه اومدن بیرون و دوباره خیلی قشنگ صف گرفتن. که یهو ...
21 دی 1393

اسکوتر بازی

جمعه قبل من و آبتین و مادرجون رفتیم دریاچه بهشت . هم آبتین اسکوتر بازی کنه  و هم یکی از ماهی های آبتین رو که حالش خوب نبود بندازیم تو دریاچه . برای ماهی ها و اردکهای دریاچه هم کلی نون بردیم . ...
13 دی 1393

آشپزباشی

تهیه سالاد به سبک آبتین: پنیر گودا چند ورقه ( کلا دیگه نباید چیزی تو یخچال بمونه ازش ) شکلات تلخ تعدادی پنیر پیتزا ورقه ای ( هر چند تا که تو خونه بود هم طبقه بالا و هم طبقه پایین ) همه رو با تیغه های مختلف نایسر دایسر خورد کرده و مخلوط می کنیم به همون مقدار هم میریزیم کف آشپزخونه بعدش میدیم مامان نسیم سالادمون رو بچشه..... ...
13 دی 1393

کاردستی پسر هنرمندم

تازگیها آبتین به درست کردن کاردستی علاقه پیدا کرده .میگرده و لوازم مورد نیازشو از تو خونه پیدا می کنه فدای تو بشم پسر نازم که اینقدر خوب فکر میکنی ، ایده میدی و اجرا میکنی .آفرین مواد لازم: تعدادی چسب رنگی و چسب اکلیلی - مداد - نمک در دو اندازه - کاموا - اسپند- کنجد  و مهمتر از همه یک دونه نفس مامان فدای اون دستای کوچیک و هنرمندت بشم الهی و اینم نتیجه کار: اینو آبتین برای مربی نقاشیش تو مهد درست کرده و این هم یکی دیگه این نقاشی آبتین رو فرستادم برنامه نقاشی نقاشی شبکه پویا تا پخشش کنه ...
13 دی 1393

آکواریوم

اینم از آکواریوم آبتین که زحمتشو دایی جون کشیدن. هم زحمت خریدشو و هم زحمت مرتب کردنشو دایی جونم دستت درد نکنه ...
13 دی 1393

کلاس درس

اینم تابلوی آموزشی کلاس درس مادرجون و آبتین تمام چیزهایی که آبتین بلده مدیون زحمتهای مادرجونه ...
13 دی 1393

آش نذری و شب یلدا

امسال هم مثل سالهای قبل مهمون آش خوشمزه نذری دستپخت مادرجون بودیم مادرجون دستت درد نکنه و از خدا می خوایم همیشه سالم و سرحال باشی و هر سال آش نذری بپزی دوست آبتین ( محمد طاها) فدای گل پسرم بشم که اینقدر هوای دوستهاشو داره آبتین هم دو تا کلاه کاموایی سرش گذاشته و این هم میز شب یلدا.مادرجون و باباجون دستتون درد نکنه و همیشه شاد وتندرست باشید   ...
13 دی 1393

آخ جون ، بازم تولد

اینم از تولد من البته امسال خاله مریم هم تو تولد شریک بود. و تولد اونم بود. وصد البته تولد آبتین طلا. جالبه که هدیه هایی که آبتین گرفت از هدیه های من بیشتر بود. دست خاله نسترن ، مادر جون ، باباجون ، دایی جون و خاله مریم درد نکنه . هدیه آبتین هم یه شلوار خوشگل بود که البته خاله نسترن زحمتشو کشیده بود ...
13 دی 1393